من و زندگی

اگر مهربان باشي تو را به داشتن انگيزه هاي پنهان متهم مي كنند ولي مهربان باش

16 بهمن 1390

گرچه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم كش

تا سحر گه زكنار تو جوان برخیزم 

تنها "شلخته"

صبح زیبای سرد و یخ بندونتون به خیر و شادی

از اونجایی که دوباره صبح به زور بیدار شدم و البته دیر ،مجبور شدم با سرعت نور حاضر شم که باعث شد هر چی به دستم می رسید رو بپوشم.

خوب نتیجه کاملاً مشخصه ، هیچیم به هیچیم نمی خوره.

یه بلوز سبز یشمی که روش یه بافت آستین کوتاه مشکی پوشیدم با یه شلوار کبریتی قهوه ای و چکمه قهوه ای.به به چه آش شعله قلمکاری شدم من، خوردنیییییییییییییییی

جالب ترناکش اینه که به چندین تا جلسه کاری هم دعوت شدم و همشو هم اکسپ نمودیییم."جوک سال میشویم"

نو پرابلم ،من همینجوریشم خیلی جذذذذذذاااااااااااااااااااااااابببببببببببببببمم

از اونجایی که "داستان تولدم" به دلیل عدم حضورم همچنان ادامه داره ،هر شب و هر روز یکی بهم یا تبریک میگه و یا کادو میده و کلی خوش به حالمه.

اولش که دوستای گلم و بعدشم همکاران محترمم یه سورپرایز خیلی دوست داشتنی واسم ترتیب داده بودن که کلی حالش رو بردم بعلاوه یه کادوی خیلی خیلی دوست داشتنی که جزء اقلام ذکر شده دلخواهم  بود.

دست گلشون درد نکنه.حسودیتون شه

از شدت فشار وارده و تنبلی مفرط در اثر چندین روز مرخصی ، همچنان به فکر اینم که بزنم به تیپ و تاپ خودم و قید کار و" زندگی مجردی " رو بزنم و بشم "زن خونه".

  دلهاتون به زلالی باران  و به گرمی آفتاب

بعداْ نوشتم : یادم رفت بگم که دیرو خودم روز وزن کردم.دلم میخواست هر چی خورم تا اون لحظه رو بالا بیارم.روزی که میرفتم مسافرت دقیقاْ ۵۶ کیلو ۶۰۰ گرم بودم.الان شدم ۵۸ کیلو ۸۰۰ .حالا باید ۲ ماه رژیم بگیرم تا جبران ۲ هفته شکم چرونی رو بکنم،اونم تازه شاید .

تو این هوای سرد که شرمنده باشگاهم ،نمی تونم تو هوای سرد زیاد بیرون بمونم چون ننه سرما تشریف دارم.


برچسب‌ها: زن خونه
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۶ بهمن۱۳۹۰ساعت 8:29  توسط تنها  |